|
چگونه با کتابخانه ملا محمد فضولي آشنا شديد؟
توسط پسرم دکتر حسين فيض الهي وحيد متخلّص به اولدوز . اولدوز از دوستان صميمي موسّس و مسئول کتابخانه فضولي است.
لطفا" در خصوص نحوه ايجاد اين کتابخانه قدري تو ضيح دهيد.
در سال 1371 آقاي رضا افشارپور متخلّص به افشار به دعوت باشگاه کارگران تبريز جهت به صحنه بردن يکي از نمايشنامه هاي خود به نام گجيل قاپيسي در محل باشگاه همکاري فرهنگي ـ هنري خود را با مجتمع فرهنگي ورزشي کارگران شروع ميکند. در همين زمان وي متوجه يک سالن بزرگ و بلا استفاده در باشگاه شد ه و به مسئولين وقت پيشنهاد تاسيس کتابخانه اي را در آن محل ميدهد. مسئولين وقت اداره کار و باشگاه با اين بهانه که ايجاد کتابخانه جز. وظايف اداره کار نيست و از طرفي ديگر اداره کار بودجه خريد کتاب و تجهيزات کتابخانه را ندارد به اين پيشنهاد تن در نميدهند. افشار تامين بودجه تاسيس کتابخانه را به انضمام تجهيز آن با کمک هنرمندان فرهيخته و متعهّد و افراد خيّر استان و کشور با شرط تامين سالن و محل مناسب جهت نگه داري کتب جمع آوري شده از سوي اداره کار و مجتمع تضمين ميکند. بدين ترتيب بنيان يک کتابخانه مردمي با همکاري اداره کار و مجتمع فرهنگي ـ ورزشي از يک سو و هنرمندان متعهّد و افراد خيّر و فرهنگ دوست ، از سوئي ديگر پي ريزي ميگردد. فرهنگ پروران استان با توجّه به شناخت و اعتمادي که از فعاليْتهاي فرهنگي ـ هنري خالصانه افشار چه در زمان فعّاليّتش در صدا و سيما و چه در زمان همکاري با امور فرهنگي ـ هنري بسيج و مطبوعات استان و کشور داشتند ، همگي يک دل و يک صدا به ياري کتابخانه شتافتند و در قبال اجراي برنامه هاي فرهنگي ـ هنري به جاي وجه نقد کتاب دريافت کرده و به گنجينه کتابخانه هديه نموده و مردم خيّر و فرهنگ دوست ايران خصوصا" آذربايجان در اهداء کتاب به ياري اين هنرمندان شتافتند، که بدين سان در عرض حدود 6 الي 7 ماه چندين هزار جلد کتاب نفيس و ارزشمند در يکي از اطاقهاي تاريک ، متروک و بدون استفاده باشگاه کارگران جمع آوري گرديد. ولي متاسّفانه به علّت تغيير مديران باشگاه و اعمال سليقه هاي شخصي مديريِّت جديد در خصوص لزوم و وجوب کتابخانه تاکنون اداره کار باشگاه به قول خود عمل ننموده و سالن قرائت در اختيار کتابخانه فضولي قرار نداده است که اميدواريم به زودي ، لزوم حمايت ااز فرهنگ اصيل و ناب اسلامي ـ ملّي مان مدّ نظز مسئولين محترم اين دو واحد قرار گرفته و ديدگان مشتاق تبريز با افتتاح اين کتابخانه ملّي منوّر گردد.

در صورت امکان در مورد چگونگي فعاليتهاي خود در کتابخانه فضولي قدري بيشتر توضيح دهيد.
در سال 1372 ارکستر ساري تئل غليرغم مشکلات و حملات بسيار شديد پاره اي از مسئولان نا آشنا به هنر عاشيقي ، توسط افشار شکل گرفت و من نيز به عضويّت افتخاري اين گروه نائل آمدم که تا به حال در بسياري از سالنهاي تبريز به نفع کتابخانه برنامه اجرا نمودم ، مثلا" در تالار بابا باغي در مراسم روز جهاني کمک به جذاميان ، تالار وحدت دانشگاه تبريز در مراسم روز جهاني معلولين ، تالار برق منطقه اي در مراسم هفته کارگر ، تالار هلال احمر در مراسم دهه مبارکه فجر ، تالار بهزيستي در مراسم دهه مبارکه فجر ، تالار مجتمع فرهنگي ـ ورزشي کارگران ، مراسم دهه مبارکه فجر ، سالن ورزشي آب در مراسم تقدير از دانش آموزان ممتاز و تالار مجتمع فرهنگي ـ ورزشي کارگران در مراسم عيد سعيد فطر که اين برنامه براي بيماران مقدس رواني از سوي کتابخانه ترتيب يافته بود.
آيا مايل هستيد در مورد ميزان تحصيلات خود نيز صحبتي داشته باشيد؟
با کمال ميل . سواد من در حد خواندن و نوشتن هست . آنهم بزبان ترکي ، سواد خواندن و نوشتن فارسي ندارم.شايد اين جواب براي بسياري از علاقه مندان تعجب انگيز باشد و بپرسند اين چگونه استاديست که سواد ندارد؟ درست است که اکثريّت عاشيقها سواد ندارند ولي اگر اين عزيزان در مورد هنر عاشيقي قدري اطلاعات داشته باشند تصديق خواهند فرمود که اين هنرمندان بيسواد از نوابغ گمنام عصرند.يک عاشيق هم يک شاعر است هم يک خواننده ، هم يک نوازنده است و هم يک هنرپيشه. خانه بدوش است.شهر به شهر ، روستا به روستا ، ايل به ايل ميگردد و هميشه جارچي خوشي و شاديست.
نظرتان در مورد بيمه هنرمندان چيست؟
هنرمند بايستي به هر نحويست بيمه شود.هنر يعني خون دل . يعني بدبختي. هيچ کس از هنرمند حمايت نميکند.در عالم هنر هر کس به جائي رسيده است يقين بدانيد که از جان و زندگي خويش مايه گذاشته است . يک هنرمند تا جائي که رمق کار کردن دارد جان ميکند و لقمه ناني در ميا ورد. زماني هم که رمق کار کردن را از دست داد ديگر خدا ميداند که چه به سرش خواهد آمد مخصوصا" ما عاشيق ها.
آيا خبر داريد که اخيرا" به همّت مدير عامل سازمان تامين اجتماعي عدّه اي از هنرمندان تهران براي اولين بار در ايران بيمه شده اند؟
بيمه شدن عده اي از هنرمندان را در تهران با مسرّت و خوشحالي فراوان شنيده ام امّا قبل از آنان در تبريز عده اي از هنرمندان استان به همّت مسئول کتابخانه فضولي که خود از کارمندان مديريّت درمان تامين اجتماعي آذربايجان شرقي ميباشد بيمه شده بودند.اينکه چرا هنرمندان بيمه شده تهراني به عنوان اولين بيمه شدگان هنرمند معرفي شدند ؛ شايد به اين دليل باشد که قلم در دست تهرانيهاست.
در صورت امکان منظورتان را از جمله آخري قدري واضح تر بيان فرمائيد.
حتما" . بطوريکه که من شنيده ام در نشريّات مرکز روي هم رفته در هر شماره با يک هنرمند مصاحبه ميشود.حاضرم شرط ببندم همه آن هنرمندان تهراني اند.نشريّات ما هيچ وقت به خود زحمت عزيمت به ساير شهرها و شهرستان ها را نميدهند. در همان مرکز پاي صحبت هنرمندان آنجا مينشينند و فقط دردهاي آنان را انعکاس مينمايند. هنرمندان شهرستاني هم اگر خيلي شانس داشته باشند مسائل و مشکلاتشان در مطبوعات محلي درج ميگردد که مسئولين محترم مرکز هيچ گاه آنها را مطالعه نميفرمايند.
بعنوان آخرين صحبت اگر خطاب به دوستدارانتان فرمايشي داريد بفرمائيد
به عنوان آخرين صحبت يک باياتي تقديم آن عزيزان مينمايم :
قالالار آي قالالار
لاچين اوردا بالالار
منيم اؤلوموم يئتيب
دوستلاريم ساغ قالالار
+ | نويسنده :
تاريخ : جمعه 18 اردیبهشت1388
|
|